نکات کاربردی برای بهبود مهارت و تکنیک میکس
راهنماییهای کاربردی برای کمک به بهبود اصول پایه تکنیک میکس شما.
چه از یک میکسر ساده هشتبهدو استفاده کنید و چه از یک کنسول بزرگ اینلاین برای ضبط مولتیترک، اصول پایه و امکانات اصلی عملکرد آنها یکسان است. تسلط بر نحوه صحیح کار با میکسر میتواند مرز میان یک ترک مستر باکیفیت و ضبطی ضعیف و کاملاً غیرحرفهای را مشخص کند.
شروع از صفر؛ مبانی اولیه میکس
برای شروع ، همیشه پیش از آغاز یک پروژه جدید مطمئن شوید که میکسر در حالت «صفر» (Zeroed) قرار دارد. منظور از این کار آن است که گِین ورودیها روی کمترین مقدار تنظیم شده باشد، معکوسسازی فاز و فیلترهای high‑pass خاموش باشند، اکولایزر در حالت فلت و بایپس قرار گیرد و هرگونه مسیردهی به گروهها غیرفعال باشد. در میکسرهای دیجیتال، میتوان این تنظیمات را بهعنوان یک پریست یا حافظه پیشفرض ذخیره کرد تا برای شروع هر پروژه جدید مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی میکسر را در یک وضعیت ایمن تنظیم میکنید، میتوانید میکس را مرحلهبهمرحله و بدون دردسر شروع کنید. در این حالت، سیگنالهای ناخواسته ناگهان وارد مسیرهای عجیب نمیشوند و همهچیز تحت کنترل شما هست. یکی از آزاردهندهترین و وقتگیرترین اتفاقها این است که صدای عجیب از افکتها بشنوید و مجبور شوید دنبال منبع آن بگردید.
در میکسرهای آنالوگ معمولاً پیدا کردن اشتباه راحتتر است، اما در میکسرهای دیجیتال که مسیردهی پیچیدهتری دارند، این کار میتواند بسیار دشوار و گیجکننده باشد. به همین دلیل، شروع کار از یک وضعیت مشخص و ایمن که تمام تنظیمات اضافی خاموش هستند—اهمیت زیادی دارد. با این حال، جای سؤال است که چرا بسیاری از میکسرهای دیجیتال بهصورت پیشفرض با فیدرهای باز و روی سطح استاندارد شروع میشوند.
مدیریت گِین و سطح سیگنال
مهمترین نکته در میکس، درست تنظیم کردن گِین است. این یعنی سطح صدا در هر قسمت از مسیر صوتی باید طوری باشد که نه خیلی پایین باشد تا نویز شنیده شود و نه خیلی بالا تا صدا دچار دیستورشن شود. همچنین باید فضای کافی برای پیکهای ناگهانی (لحظات بلند صدا) باقی بماند تا صدا بهصورت واضح و بدون مشکل عبور کند.
نکتهای که باید دربارهی میکسرهای آنالوگ در نظر داشته باشید این است که فضای هدروم (Headroom) اغلب محدود است، بهویژه زمانی که با رکوردرهای دیجیتال کار میکنید. ولتاژ نسبتاً پایین مدارهای داخلی این میکسرها به این معناست که نمیتوان سیگنالهایی با پیکهای بالا، مانند +24dBu که برای رکورد حرفهای دیجیتال لازم است، تولید کرد. همچنین، وقتی نشانگر (Meter) میکسر تا 10dB+ یا بالاتر نمایش میدهد، به این معنی نیست که میکسر قادر است سیگنالهای شفاف را با این شدت ارائه دهد. بهتر است با میکسر خودتان آزمایش کنید تا ببینید واقعاً چه قابلیتهایی دارد و حساسیت ورودی تجهیزات متصل را مطابق آن تنظیم کنید.
امکانات مهم مانیتورینگ
در میکسرهای ارزانقیمت، بخش مانیتورینگ معمولاً خیلی محدود است: فقط یک کنترل سطح صدا، یک خروجی هدفون و امکان گوش کردن به صدای بازگشتی رکوردر اصلی دارند. اما در میکسرهای حرفهای، امکانات مانیتورینگ بسیار گسترده است: میتوانید چند سیستم بلندگو را همزمان در حالت استریو یا مونو راهاندازی کنید و بدون اینکه سطح صدای اصلی را تغییر دهید، صدای مانیتورها را کم یا قطع کنید.
این ویژگی آخر بسیار مهم است زیرا هنگام میکس، گوش شما یک مرجع سطح صدا بر اساس حجم گوش دادن ایجاد میکند. اگر سطح صدای مانیتور را تغییر دهید، این مرجع از بین میرود و میکس شما ناهمگون خواهد شد. به همین دلیل، سیستمهای مانیتورینگ حرفهای دارای دکمههای Dim و Cut هستند تا سطح صدا را کم کنند یا بلندگوها را خاموش کنند بدون اینکه تنظیم اصلی تغییر کند.
همچنین، بررسی تعادل مونو در یک میکس استریو اهمیت زیادی دارد؛ به همین دلیل کنسولهای حرفهای امکاناتی برای گوش دادن به حالت مونو ارائه میدهند، که بهتر است فقط از یکی از بلندگوها انجام شود.
میکس در دنیای دیجیتال
همان اصول پایهای ساختار گِین در میکسرهای دیجیتال نیز اهمیت دارد، اما در اینجا داشتن فضای کافی (Headroom) معمولاً مهمتر از نگرانی دربارهی نویز پایین سیستم است.
در سیستمهای آنالوگ، وقتی به فضای هدروم نزدیک میشوید، میزان دیستورشن بهصورت تدریجی افزایش مییابد و بعضی از مهندسین صدا عمداً میکسر را کمی داغ (Hot) میکنند تا از دیستورشن استفاده کنند (هرچند تعداد کمی از میکسرها وقتی با شدت بالا کار میکنند، صدای خوبی دارند).
اما میکسرهای دیجیتال فضای هدروم داخلی ندارند؛ شما باید هنگام تنظیم سطح صدا، این فضا را خودتان در نظر بگیرید. اگر از فضای هدروم عبور کنید، صدای همه چیز بهشدت نامطلوب و ناخوشایند خواهد شد.
میکسرهای دیجیتال دو نوع اصلی دارند:
۱. Fixed-point (معمولاً در کنسولهای اقتصادی)
۲. Floating-point (معمولاً در کنسولهای گرانتر)
نکته مهم این است که طراحی Floating-point دارای دامنه دینامیکی داخلی بسیار گسترده است، به این معنی که عملاً فضای هدروم نامحدود و نویز تقریباً غیرقابل شنیدن دارد. با این حال، هنوز هم باید سطح صدا را مدیریت کنید تا سیگنال بهخوبی در محدوده خروجی رابط دیجیتال یا مبدل دیجیتال به آنالوگ (D-A) قرار گیرد، اما در خود کنسول نمیتوانید سیگنال را هنگام پردازش خراب کنید.
از طرف دیگر، یک کنسول Fixed-point دارای دامنه داینامیکی محدود است، حدود ۶ دسیبل به ازای هر بیت از وضوح پردازش داخلی. شاید این عدد روی کاغذ زیاد به نظر برسد، اما وقتی مقدار زیادی اکولایزر اعمال میکنید و چندین سیگنال را با هم میکس میکنید، خیلی راحت فضای هدروم (Headroom) تمام میشود.
به همین دلیل، این نوع کنسولها معمولاً کاهش دیجیتال (Digital Attenuation) را درست قبل از بخش EQ ارائه میدهند. اگر قصد دارید از مقدار زیادی اکولایزر استفاده کنید یا سیگنالهای زیادی را با هم ترکیب کنید، بهتر است ابتدا چند دسیبل Digital Attenuation اعمال کنید تا فضای هدروم کافی باقی بماند.

بهینه سازی تبدیل آنالوگ به دیجیتال (A‑D Conversion)
تقریباً تمامی موسیقیدانها و مهندسان صدا ناگزیر با فرآیند تبدیل سیگنالهای آنالوگ به دادههای دیجیتال سروکار دارند. در صورت استفاده از میکسر دیجیتال، این تبدیل در همان ورودیهای میکسر انجام میشود. حتی هنگام کار با میکسر آنالوگ نیز معمولاً لازم است سیگنال در ورودی رکوردر اصلی به فرم دیجیتال تبدیل شود.
ازاینرو، آشنایی با روش بهینهی تبدیل آنالوگ به دیجیتال (A-D) اهمیت بسیار بالایی دارد؛ زیرا هر سیگنالی که بهدرستی و با کیفیت مناسب دیجیتال نشود، صرفنظر از توان پردازش دیجیتال موجود، همواره دچار افت کیفیت خواهد بود.
برای دستیابی به بهترین کیفیت در تبدیل آنالوگ به دیجیتال، توصیه میشود سطح ورودی مبدلهای A-D بهگونهای تنظیم شود که پیک سیگنال آنالوگ تا حد امکان به حداکثر سطح مجاز مبدل نزدیک باشد. با این حال، به دلیل عدم قطعیت در پیشبینی بیشینهی پیک سیگنال، لازم است مقدار مناسبی فضای هدروم (Headroom) در نظر گرفته شود. این موضوع بهویژه در اجرای زنده، که رفتار منابع سیگنال قابل پیشبینی نیست، اهمیت بیشتری دارد؛ اما حتی در محیطهای کنترلشدهی استودیویی نیز رویدادهای ناگهانی مانند پاپ میکروفن میتوانند نیاز به هدروم اضافی را ضروری کنند.
در نظر گرفتن هدروم کافی، خطر دیستورشنهای لحظهای (Transient Distortion) را کاهش میدهد، اما در عین حال میتواند دو پیامد منفی به همراه داشته باشد:
نخست، کاهش وضوح دیجیتال؛ بهطوریکه به ازای هر ۶ دسیبل هدروم بلااستفاده، عملاً یک بیت از وضوح دیجیتال از دست میرود. برای مثال، در ضبط یک ترک پرکاشن با گذراهای شدید، ممکن است لازم باشد تا ۲۴ دسیبل هدروم لحاظ شود تا این گذراها بدون کلیپ ضبط شوند. در چنین شرایطی، یک مبدل ۲۴ بیتی عملاً تنها حدود ۲۰ بیت وضوح مفید برای بخش اصلی سیگنال ارائه میدهد. در مبدلهای Delta-Sigma با کیفیت بالا، این کاهش معمولاً مشکلساز نیست، اما در مبدلهای اقتصادی ۱۶ بیتی، نویز کوانتیزه و محدودیت وضوح میتواند به مسئلهای جدی تبدیل شود.
دوم، افزایش سطح نویز؛ زیرا اختصاص هدروم زیاد میتواند نسبت سیگنال به نویز را کاهش دهد، بهویژه زمانی که برای جبران سطح پایین سیگنال از گِین دیجیتال یا پردازشهایی مانند کمپرسور استفاده شود.
با وجود این چالشها، راهکارهایی برای کاهش این مشکلات وجود دارد. یکی از مؤثرترین روشها، استفاده از پردازنده کانال صدا (Voice-Channel Processor) پیش از مرحله تبدیل به دیجیتال است تا سیگنال آنالوگ، دستکم بهصورت جزئی، کنترل و بهینهسازی شود.
در این روش، دامنه دینامیکی سیگنال مدیریت شده و نسبت پیک به سطح متوسط صدا پیش از ورود به مبدل A-D به شکل مؤثرتری تنظیم میشود. نتیجهی این کار، کیفیت صوتی بالاتر و سهولت بیشتر در پردازش و مدیریت سیگنال در محیط دیجیتال است. رواج گستردهی پردازندههای کانال صدا در بازار تجهیزات صوتی نیز نشاندهندهی کاربرد وسیع و اثربخشی این رویکرد در تمامی سطوح صنعت ضبط موسیقی است.
بهینهسازی سطح فیدرها
فرقی نمیکند از میکسر آنالوگ استفاده شود یا دیجیتال؛ این میکسرها بهگونهای طراحی شدهاند که بهترین عملکرد خود را زمانی ارائه میدهند که فیدرها در موقعیت ۰ دسیبل یا Unity Gain قرار داشته باشند (که گاهی با حرف «U» مشخص میشود). این وضعیت، بهینهترین تعادل میان هدروم کافی و حداقل نویز در مسیر میکس را فراهم میکند.
بر این اساس، در مرحله راهاندازی میکس، ابتدا فیدر هر کانال را روی علامت Unity قرار دهید و سپس گِین ورودی همان کانال را تنظیم کنید تا سیگنال در محدودهای مناسب برای میکس نهایی قرار گیرد. بدیهی است که تعیین دقیق این سطح از پیش امکانپذیر نیست و اعمال پردازشهایی مانند اکولایزر نیز میتواند سطح سیگنال را تغییر دهد؛ با این حال، با اندکی دقت و تجربه میتوان به تنظیمی مناسب و قابل اطمینان دست یافت.
برای افرادی که تجربه کمتری در کار با میکسر دارند، یک روش کاربردی این است که پس از رسیدن به یک میکس تقریباً کامل با فیدرهایی نزدیک به Unity، همه کانالها را بهطور موقت قطع (Mute) کرده و سپس هر کانال را بهصورت جداگانه گوش دهند تا سطح هر منبع صوتی در حالت ایزوله مشخص شود. این کار کمک میکند در دفعات بعد، محل مناسب تنظیم گِین ورودی هر ساز یا منبع صدا با دقت بیشتری انتخاب شود.
در صورتی که هنگام میکس متوجه شدید فیدرها یا بیش از حد پایین هستند یا ناچار شدهاید آنها را تا انتها بالا ببرید، این موضوع نشاندهندهی تنظیم نادرست سطح کانالهاست. در چنین شرایطی، لازم است گِین ورودی هر کانال مجدداً تنظیم شود تا هم هدروم کافی برای سیگنال فراهم باشد و هم از افزایش نویز ناخواسته جلوگیری شود.
آمادهسازی ورودیها برای میکس
بیشتر استودیوهای خانگی فقط از مانیتورینگ نزدیک (Nearfield Monitoring) استفاده میکنند و ضعف یا نبود بمترین بخش صدا (Octave پایین) در این سیستمها باعث میشود تشخیص دقیق بخش باس عمیق بسیار سخت شود.
ارتعاشات از پایه میکروفن، پاپهای ناگهانی صدا (Plosive)، و نویز ناشی از کولر یا تجهیزات دیگر میتوانند مقدار زیادی انرژی فرکانس پایین (Low Frequency) ایجاد کنند که حداقل باعث شلوغ شدن میکس میشود و در بدترین حالت امکان ساخت یک میکس درست را غیرممکن میکند.
اگر شک دارید، فرکانسهای پایین را فیلتر کنید!
بسیاری از میکسرها دارای فیلتر بالاگذر (High-Pass) قابل تغییر روی ورودی میکروفن هستند و برخی حتی امکان تنظیم دقیق فیلتر را میدهند. بعد از تنظیم گِین ورودی، معمولاً من فیلتر بالاگذر را فعال میکنم تا ببینم کیفیت صدا بهتر میشود یا خیر.
در این مرحله، گاهی بهتر است از کاهش EQ تصحیحی (Corrective EQ Cut) هم استفاده کنید تا نویز و بازتابهای غیرمطلوب کاهش پیدا کند. برای مثال، اگر چند میکروفن نزدیک هم قرار دارند، مثل اطراف درام کیت، احتمال نشت صدا (Spill) زیاد است. فقط مطمئن شوید که هر EQ که برای حل مشکل نشت صدا اعمال میکنید، به سیگنال اصلی آسیبی نزند.
یک نکته دیگر برای کاهش نشت صدا (Spill)، استفاده هوشمندانه از کلیدهای معکوس فاز (Polarity Reversal) است که در بیشتر میکسرهای میانرده وجود دارد. با این حال، این ویژگی معمولاً زمانی استفاده میشود که یک ساز با چند روش ضبط همزمان ثبت شده باشد و بخواهید بهترین صدا را پیدا کنید.
کنترل افکتها و مسیرهای ارسال
حتی سادهترین میکسرها هم معمولاً یک یا چند خروجی کمکی (Auxiliary) به همراه خروجی اصلی دارند. شما میتوانید از این خروجیها برای ارسال سیگنال به واحدهای افکت خارجی مثل دیلی، ریورب و پردازندههای مدولاسیون استفاده کنید.
خروجیهای کمکی معمولاً دارای کنترل سطح (Level Control) هستند و اغلب یک کلید Pre/Post و گاهی یک کلید روشن/خاموش نیز دارند. کلید Pre/Post مشخص میکند سیگنال کمکی قبل یا بعد از فیدر کانال گرفته شود. برای میکس معمولاً بهتر است آن را روی Post-Fader قرار دهید تا اگر سطح کانال کاهش یافت، افکت آن نیز همزمان کم یا حذف شود.
واضح است که اگر سیگنال را به پردازنده افکت خارجی ارسال میکنید، باید سیگنال پردازش شده را دوباره به میکس برگردانید. بسیاری از میکسرها دارای کانالهای اختصاصی افکت برگشتی (Effects Returns) هستند، اما اگر میکسر شما چنین کانالی ندارد (یا کافی نیست)، همیشه میتوانید از هر کانال خالی دیگر میکسر برای این کار استفاده کنید.
کار با افکتها
یکی از رایجترین مشکلات افراد تازهکار در میکس، تصمیمگیری درباره میزان ریورب (Reverb) است. اضافه کردن ریورب باعث میشود حس عمق و بعد دوم به میکس داده شود.
در دنیای واقعی، هر چه به منبع صدا نزدیکتر باشید، صدای مستقیم قویتر و بازتابهای اتاق ضعیفتر شنیده میشوند. هر چه اتاق بزرگتر باشد، بازتابها دیرتر میرسند و هر چه سطوح سختتر باشند، ریورب (Reverberation Tail) پرحجمتر خواهد بود.
با درک این مفاهیم ساده، میتوانید پارامترهای اکثر واحدهای ریورب را تنظیم کنید تا فضاهای آکوستیک واقعی و باورپذیر ایجاد کنید که موسیقی شما را کاملتر کنند. همیشه به خاطر داشته باشید که ریورب میتواند میکس را شلوغ کند، زیرا فاصله بین سازها را در زمان و فرکانس پر میکند — بهویژه اگر زمان دیکِی طولانی استفاده شود. سعی کنید صدای اتاق مورد نظر را با تنظیم سطح صدا، چگالی و زمان بازتابهای اولیه ایجاد کنید و دیکِی کافی اضافه کنید تا صدا طبیعی باشد، بدون اینکه بیش از حد توجه را جلب کند. اگر چند واحد ریورب در دسترس دارید، از برنامههای مختلف ریورب استفاده کنید تا ابعاد آکوستیکی متفاوت و جذابیت بیشتری به میکس بدهید.
برای تنظیم سطح ریورب نسبت به بقیه میکس، یک راهنمای ساده این است: سطح خروجی ریورب را تا جایی بالا ببرید که به نظر درست برسد، سپس حدود ۴ تا ۵ دسیبل پایین بیاورید. این روش معمولاً مشکل رایج اضافه بودن افکت در میکس را حل میکند.
کار با میکس استریو
امروزه بسیاری از منابع صدا استریو هستند، مثل درام ماشینها، کیبوردها و ترنتیبلها. بهترین حالت این است که این منابع را از طریق یک کانال استریو اختصاصی وارد میکسر کنید — اکثر میکسرها امروزه چند کانال استریو دارند. مزیت کانال استریو این است که فقط یک کنترل گِین، یک فیدر و یک مجموعه اکولایزر برای مدیریت دارید.
اگر میکسر شما فقط کانالهای مونو دارد، باید سیگنال چپ را به کانال یک وصل کنید و آن را به چپ پن کنید، سیگنال راست را به کانال دو وصل کنید و آن را به راست پن کنید. در این حالت، دو کنترل گِین، دو فیدر و دو مجموعه اکولایزر دارید که باید مدیریت شوند، که کار را پیچیدهتر میکند.

چرا این موضوع مهم است؟
موقعیت یک صدا در استریو بستگی دارد به اینکه چقدر صدا در کانال چپ و چقدر در کانال راست شنیده میشود. کنترل پان (Pan) یک سیگنال مونو را بین چپ و راست تقسیم میکند تا صدا در جای مناسب قرار بگیرد.
در یک سیگنال استریو، جای صداها از قبل مشخص شده است. اگر این سیگنال را از دو کانال مونو عبور دهید و سطح صدا یا اکولایزر کانالها یکسان نباشد، تصویر استریو به یک طرف کشیده میشود. همچنین اگر اکولایزرها با هم هماهنگ نباشند، تصویر صدا در فرکانسهای مختلف به سمتهای متفاوت کشیده میشود و میکس نامرتب و ناهماهنگ میشود.
تنها راه حل این است که مطمئن شوید دو کانال تا حد امکان با هم هماهنگ هستند. همسان کردن گِین ورودی کار نسبتاً سادهای است، به ویژه اگر بتوانید بهصورت موقت یک سیگنال مونو از منبع استریو ارسال کنید.
برای مثال، میتوانید از یک آهنگ یا CD مونو استفاده کنید، یا یک صدای ساز مونو بدون افکت از کیبورد پخش کنید، نه صدای استریوی خود ساز. وقتی نوبت به اکولایزر (EQ) میرسد، باید تلاش کنید هر دو مجموعه کنترل EQ را روی مقادیر مشابه تنظیم کنید و سپس نتیجه را بسنجید. با دقت به تصویر استریو گوش دهید و مطمئن شوید پس از تنظیم همه چیز، از نتیجه راضی هستید.
البته، وقتی گِین و EQ تنظیم شدند، احتمالاً نمیخواهید دیگر آنها را تغییر دهید، اما هنوز فیدرها را بالا و پایین میبرید. اینجاست که بسیاری از افراد مشکل پیدا میکنند: اگر یک فیدر کمی بیشتر یا کمتر از فیدر دیگر حرکت کند، تصویر استریو جابهجا میشود و میکس هماهنگ نخواهد بود.
برای اینکه تصویر استریو پایدار بماند، میتوانید فیدرها را بهصورت مکانیکی به هم وصل کنید. شرکتهایی مثل Canford Audio و Studiospares در بریتانیا، گیرههای پلاستیکی شفاف میفروشند که روی دو فیدر قرار میگیرند و آنها را قفل میکنند. این گیرهها برای فیدرهای مختلف با شکل و اندازههای متفاوت طراحی شدهاند، بنابراین قبل از سفارش باید نیاز دقیق خودتان را بررسی کنید.
یک روش ارزانتر، اگرچه ظاهر آن جذاب نیست، این است که درپوشهای فیدر را با یک مداد کوتاه و چسب معمولی به هم وصل کنید. هر روشی که انتخاب میکنید، مراقب باشید که گیره یا مداد با دکمههای مسیر (Routing Buttons) بین فیدرها تداخل نکند.
شروع فرآیند میکس و ضبط
برای میکس روشهای مختلفی وجود دارد، اما اکثر افراد با ریتم آهنگ مثل درام و باس شروع میکنند و از آنجا بقیه سازها را اضافه میکنند.
یک روش رایج این است که ابتدا همه صداها را در مرکز (وسط) پان کنید و بعد از اینکه میکس تقریبا درست شد، صداها را به چپ و راست ببرید تا تصویر استریو ساخته شود. اما مشکل این روش این است که وقتی صدا را به یک طرف میبرید، سطح صدا حدود ۶ دسیبل کم میشود و این باعث میشود تعادل میکس بهم بخورد. به همین دلیل، بهتر است ابتدا صداها را در جای مناسب استریو قرار دهید و بعد روی تعادل کار کنید؛ این کار هم سریعتر است و هم راحتتر میتوانید میکس خوبی بسازید.
مهم است که تعادل میکس را هم در حالت مونو و هم استریو بررسی کنید — بهخصوص اگر آهنگ شما ممکن است روی رادیو پخش شود. بهطور طبیعی، میکس مونو با استریو فرق دارد و استریو با سوراند هم فرق میکند، بنابراین باید یک حد وسط پیدا کنید تا در هر حالت، نتیجه قابل قبول باشد. به ویژه به ریوربها توجه کنید، چون وقتی در حالت مونو گوش میکنید، تمایل دارند خشک و کماثر به نظر برسند.
در مرحله میکسداون، EQ به هر ساز کمک میکند تا صدای خودش را واضح نگه دارد. معمولاً کاهش فرکانسهای اضافی و غیرضروری طبیعیتر و ملایمتر از افزایش فرکانسهای مورد نظر صدا است. همیشه از دکمه bypass EQ استفاده کنید تا مطمئن شوید تغییرات، صدا را بهتر کرده و نه اینکه فقط صدا بلندتر یا روشنتر شود.
مرجعگیری میکس (Referencing Your Mix)
وقتی تازه شروع به میکس میکنید، خیلی راحت مسیر خود را گم میکنید. توجه شما مدام به سمت سازها و صداهای مختلف کشیده میشود و ممکن است زیاد روی جزئیات تمرکز کنید و از تعادل کلی میکس غافل شوید.
همچنین باید به تعادل کلی تونال میکس و مقایسه آن با آهنگهای تجاری همسبک توجه کنید تا مطمئن شوید میکس شما در سطح استاندارد است. یکی از راهها برای داشتن مرجع مناسب برای میکس این است که به آهنگهای مشابه و منتشر شده تجاری گوش دهید.
با پخش این آهنگها از همان مانیتورها و در همان محیط شنیداری میتوانید یک مرجع صوتی مهم بسازید تا میکس خودتان را با آن مقایسه کنید.
با دقت گوش دهید و نظر بدهید درباره:
- تعادل فرکانسی (Spectral Balance)
- سطح نسبی سازها
همچنین ممکن است ایدههای خوبی برای ریورب، افکتها و حتی تولید آهنگ به دست بیاورید. یک اشتباه رایج که باید مراقبش باشید، بالا بردن بیش از حد حجم صدا هنگام میکس است. هرچه صدای مانیتور بلندتر باشد، درک شما از تعادل صداها کمتر دقیق میشود. دلیلش این است که وقتی صدا خیلی بلند است، جزئیات صداهای آرام راحتتر شنیده میشوند. وقتی صدا را پایین میآورید، همان جزئیات کاملاً گم میشوند.
بهتر است یک حجم شنیدن راحت و متوسط با موسیقی مرجع تنظیم کنید و سپس میکس را در همان سطح تعادل دهید. این روش کمی سختتر است، اما نتیجه:
- میکس واقعیتر و قابل انتقال
- کمتر خستگی گوش
- و همسایههای خوشحالتر خواهد بود!





